یافتههای جدید Gallup درباره چهار نیاز اصلی کارمندان در سراسر جهان:
مدیریت اثربخش صرفاً با «قدرت و اختیار» تعریف نمیشود؛ بلکه میزان اعتماد و حمایتی که مدیران از سوی کارمندان خود دریافت میکنند، معیار واقعی اثرگذاری آنهاست. از این منظر، انتظار کارمندان از مدیران بیش از هر چیز در کیفیت رابطه، اعتماد متقابل و همراهی واقعی معنا پیدا میکند. بهترین مدیران چه در سطح کشورها، چه سازمانها و چه گروههای مختلف در تصمیمگیریهای خود همواره کارمندان را در نظر میگیرند؛ چراکه بدون همراهی آنها، حتی توانمندترین مدیر نیز فاقد نفوذ واقعی خواهد بود.
در جهانی که با شتابی بیسابقه در حال تغییر است _از پیشرفتهای فناورانه گرفته تا عدم قطعیتهای ژئوپلیتیکی_ پرسش درباره انتظار کارمندان از مدیران اهمیتی دوچندان یافته است. Gallup تلاش کرده است دریابد مردم در نقاط مختلف جهان دقیقاً چه انتظاری از مدیران خود دارند؛ آن هم با روشی ساده: پرسیدن مستقیم از خود مردم.
امید؛ نیازی مشترک در انتظار کارمندان از مدیران
Gallup در ۵۲ کشور—که در مجموع ۷۶٪ از جمعیت بزرگسال جهان و ۸۶٪ از تولید ناخالص داخلی جهانی را پوشش میدهند—دو پرسش کلیدی مطرح کرد:
- کدام مدیر بیشترین تأثیر مثبت را بر زندگی روزمره شما دارد؟
- سه واژهای که بهترین توصیفکننده نقش این فرد در زندگی شماست، چیست؟
تحلیل پاسخها نشان داد واژههایی که برای توصیف مثبتترین مدیران استفاده میشوند، در چهار مضمون اصلی قابل دستهبندیاند. این چهار مضمون، تصویری روشن از انتظار کارمندان از مدیران در سراسر جهان ارائه میدهد. در این میان، «امید» برجستهترین نیاز است و ۵۶٪ از کل ویژگیهای نسبتدادهشده به مدیران مثبت را شامل میشود. پس از آن «اعتماد» با ۳۳٪ قرار دارد. «دلسوزی» (۷٪) و «ثبات» (۴٪) در مجموع حدود یکنهم از ویژگیهای مدیران مثبت را تشکیل میدهند.
مدیران مستقیم، بیشترین فراوانی را در میان مدیران منتخب افراد داشتند؛ اما نکته مهم این است که انتظار کارمندان از مدیران _فارغ از نوع مدیر_ تقریباً یکسان باقی میماند.
اگرچه تفاوتهای جزئی بر اساس عواملی مانند سن یا موقعیت جغرافیایی مشاهده میشود، اما مهمترین ویژگیای که کارمندان در مدیران خود جستوجو میکنند، در سراسر جهان به طرز قابلتوجهی ثابت است: امید؛ محوریترین مؤلفه در انتظار کارمندان از مدیران.
ارتباط میان مدیریت و کیفیت زندگی کارمندان
دادهها نشان میدهد میان ارزیابی افراد از کیفیت زندگی خود و میزان پاسخگویی مدیران به انتظار کارمندان از مدیران، ارتباطی معنادار وجود دارد.
در میان افرادی که «امید» را به مدیر منتخب خود نسبت ندادهاند:
- ۳۳٪ در دسته «در حال شکوفایی» قرار میگیرند (یعنی زندگی فعلی خود را حداقل ۷ از ۱۰ و آینده پنجساله را حداقل ۸ از ۱۰ ارزیابی کردهاند).
- ۹٪ در وضعیت «رنجکشیده» هستند (یعنی هم زندگی فعلی و هم آینده را ۴ یا کمتر ارزیابی کردهاند).
اما زمانی که نیاز به امید برآورده میشود:
- نرخ «شکوفایی» به ۳۸٪ افزایش مییابد.
- نرخ «رنجکشیدگی» به ۶٪ کاهش پیدا میکند.
از آنجا که امید فراگیرترین نیاز شناساییشده است، این یافتهها نشان میدهد که تأمین امید میتواند بهطور مستقیم با کاهش رنج افراد مرتبط باشد.
این نتایج نشان میدهد هرچه مدیر بتواند نیازهای بیشتری از کارمندان خود را پاسخ دهد، سطح رفاه آنها بالاتر میرود و میزان رنج کاهش مییابد. هرچند نرخ کلی رنج پایین است، اما همین کاهشهای بهظاهر کوچک، برای افرادی که آن را تجربه میکنند بسیار معنادار است.
این یافتهها چه معنایی برای مدیران دارد؟
مدیران امروز و حتی کسانی که در آینده مسئولیت مدیریت را بر عهده خواهند گرفت، با چالشهای عمیقی مواجهاند؛ از جمله تحولات اخیر در حوزه هوش مصنوعی؛ برای موفقیت در این جهان پیچیده و متغیر، درک دقیق انتظار کارمندان از مدیران به یک مزیت رقابتی واقعی تبدیل میشود.
نخست، مدیران باید نیازهای کارمندان خود را بهدرستی بشناسند. این شناخت نهتنها رابطه مدیر–کارمند را تقویت میکند، بلکه احتمال اثرگذاری پایدار و مثبت مدیریت را نیز افزایش میدهد. با این حال، همه مدیران بهصورت طبیعی قادر به پاسخگویی همزمان به چهار نیاز «امید، اعتماد، دلسوزی و ثبات» نیستند.
دوم، مدیران باید خودشناسی عمیقی داشته باشند. درک استعدادهای ذاتی و تبدیل آنها به نقاط قوت از طریق دانش و مهارت، به مدیران کمک میکند سبک مدیریت منحصربهفرد خود را شکل دهند و بر بهترین توانمندیهایشان تکیه کنند. مدیریت مبتنی بر نقاط قوت، زمینهساز عملکرد پایدار و سطح بالاست؛ هم برای مدیر و هم برای تیم او.
سوم، مدیران موفق درک دقیقی از الزامات نقش خود و انتظارات مرتبط با آن دارند. بهترین مدیران، فارغ از تفاوت در نقشها، سازمانها یا صنایع، با همراستا کردن تیمها، تصمیمگیریهای اثربخش و هدایت هدف و عملکرد سازمان به موفقیت میرسند.
در نهایت، هرچه مدیران بتوانند با تکیه بر نقاط قوت منحصربهفرد خود و متناسب با نقششان، «امید، اعتماد، دلسوزی و ثبات» بیشتری برای پیروانشان ایجاد کنند، احتمال موفقیت آنها و سازمانشان بیشتر خواهد بود.