کارکنانی که معتقدند مدیرشان موافق از استفاده از هوش مصنوعی در کار است و از آنها در این مورد حمایت میکند، دو برابر بیشتر احتمال دارد که بهطور مکرر از هوش مصنوعی (AI) استفاده کنند.
بحث در مورد استفاده از هوش مصنوعی در جلسات شرکتها بهطور چشمگیری افزایش یافته است، اما تنها بخش کوچکی از شرکتها آن را به شکلی بهکار گرفتهاند که واقعاً بر کسبوکارشان تأثیر معنادار داشته باشد. یک پژوهش چندروشی در سال ۲۰۲۵ از MIT NANDA (شبکهای از عاملها و هوش مصنوعی غیرمتمرکز) نشان داد که تنها ۵٪ از سازمانها از سرمایهگذاری خود در هوش مصنوعی مولد، بازگشت سرمایه قابل اندازهگیری گزارش کردهاند. هرچند این مطالعه ممکن است نماینده تمام صنایع و سازمانها نباشد، اما نشان میدهد که هیجان و شور درباره هوش مصنوعی لزوماً به ارزش کسبوکاری منجر نمیشود.
پژوهش گالوپ نیز به نتیجه مشابهی رسیده است. حتی با وجود اینکه در دو سال گذشته دسترسی به فناوریهای هوش مصنوعی افزایش یافته، در دسترس بودن لزوماً منجر به پذیرش آن توسط کارکنان یا بازگشت سرمایه نمیشود. گلوگاههای اصلی اغلب ناشی از مبهم بودن کاربردهای محلی و مقاومت مدیران میانی و کارکنان خط مقدم است. همانطور که نشریه اکونومیست مینویسد:
«طنز اتوماسیونِ صرفهجویِ نیروی کار این است که اغلب خودِ انسانها مانع آن میشوند.»
پژوهش گالوپ درباره گسترش استفاده از AI در میان کارکنان، نشان میدهد که مدیرانی که فعالانه کارکنان را به استفاده از هوش مصنوعی تشویق میکنند، نهتنها نرخ بهکارگیری هوش مصنوعی را افزایش میدهند، بلکه به تیمهایشان کمک میکنند کاربردهای مرتبط با جریان کار را شناسایی کنند و مشکلات واقعی را حل کنند، و در نتیجه ارزش بیشتری از ابزارهای هوش مصنوعی ایجاد میشود.
در سازمانهایی که در فناوری هوش مصنوعی سرمایهگذاری کردهاند، کارمندانی که قویاً موافقاند مدیرشان از استفاده آنها از هوش مصنوعی حمایت میکند، تقریباً ۹ برابر بیشتر احتمال دارد قویاً بگویند هوش مصنوعی به آنها کمک میکند هر روز بهترین عملکردشان را ارائه دهند.
مهمترین موانع استفاده از هوش مصنوعی در سازمانها چیست؟
حتی در سازمانهایی که شروع به پیادهسازی هوش مصنوعی کردهاند، بسیاری از کارکنان همچنان نمیدانند این فناوری چگونه در کارشان جا میگیرد. وقتی از آنها خواسته شد بزرگترین مانع گسترش استفاده از هوش مصنوعی را در محل کارشان مشخص کنند، اولین پاسخ «عدم وضوح کاربری یا ارزش قابل ارائه» بود (۱۶٪). چنین چالشی معمولاً نشاندهنده شرایطی است که در آن کاربرد مستقیم هوش مصنوعی نامشخص است یا نگرانیهایی درباره توانایی هوش مصنوعی برای تکامل یا ادغام با فرایندها و ابزارهای موجود وجود دارد.
نگرانیهای حقوقی و حریم خصوصی با ۱۵٪ در رتبه دوم قرار گرفت، و پس از آن کمبود آموزش یا دانش لازم برای استفاده از هوش مصنوعی با ۱۱٪ قرار داشت.
بسیاری از کارکنان هنوز هوش مصنوعی را بیارتباط با کار خود میدانند
بازخورد کارکنانی که در نقش شغلی خود از هوش مصنوعی استفاده نمیکنند نشان میدهد که نشان دادن ارزش و مزایای مشخصِ شغلیِ هوش مصنوعی، شرط اساسی پذیرش آن است. تقریباً نیمی از این کارکنان (۴۴٪) میگویند دلیل اصلی عدم استفادهشان از ابزارهای هوش مصنوعی این است که باور ندارند هوش مصنوعی بتواند در کاری که انجام میدهند به آنها کمکی بکند.
تنها ۱۶٪ از کاربرانی که از هوش مصنوعی استفاده نمیکنند میگویند دلیل اصلی عدم استفادهشان این است که در سازمانشان دسترسی به ابزارهای هوش مصنوعی وجود ندارد. سایرین به دلایلی مانند مقاومت در برابر تغییر در شیوه انجام کارشان (۱۱٪)، کمبود دانش درباره نحوه استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی (۱۰٪)، احساس ناامنی در استفاده از هوش مصنوعی (۸٪)، یا دلایل دیگر (۱۰٪) اشاره کردهاند.
این دادهها تأکید میکنند که پذیرش واقعی هوش مصنوعی و ایجاد ارزش از آن، وابسته به رفع موانعی است که کارکنان هنگام استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی با آن روبهرو میشوند و همچنین نشان دادن این است که این ابزارها چگونه میتوانند کار آنها را بهبود دهند.
چه چیز باعث تفاوت در پذیرش هوش مصنوعی میشود
موانع اصلی استفاده از هوش مصنوعی در کسبوکار واقعاً چالشبرانگیز هستند، اما رهبران میتوانند با استراتژیهای هدفمند آنها را رفع کنند. گالوپ چهار «بهترین روش» برای افزایش استفاده از هوش مصنوعی شناسایی کرده است که با استفاده بیشتر کارکنان و ارزیابی مثبتتر آنها از مزایای هوش مصنوعی ارتباط دارد:
۱. یک استراتژی روشن برای ادغام هوش مصنوعی در سازمان ارتباط دهید.
کارکنان زمانی بیشتر با هوش مصنوعی درگیر میشوند که ببینند سازمانشان رویکرد مشخصی دارد، ریسکها و نگرانیهای مرتبط با هوش مصنوعی را میشناسد و برای مدیریت آنها آماده است. این موضوع نشان میدهد که استفاده از هوش مصنوعی هدفمند است و با اهداف کلان کسبوکار همسو شده.
۲. در سطح تیم، استفاده از هوش مصنوعی را «ترویج» کنید.
مدیران نقشی حیاتی در تبدیل استراتژی به عمل دارند. وقتی مدیران بهطور فعال از استفاده هوش مصنوعی حمایت میکنند، کاربرد آن را نشان میدهند و ارتباطش را با کار واقعیِ کارکنان توضیح میدهند، برنامههای سازمان عملی و قابلاجرا میشوند.
۳. آموزشهای نقشمحور ارائه دهید که ارزش را افزایش و ریسک را کاهش دهد.
سازمانها باید آموزشهایی طراحی کنند که بر وظایف واقعیِ کارکنان بنا شده باشد و راهنمای استفاده امن را نیز شامل شود. این کار مهارت و اعتماد کارکنان را برای استفاده مؤثر از هوش مصنوعی بالا میبرد.
۴. سیاستها و دستورالعملهای روشن برای استفاده مسئولانه تدوین کنید.
سیاستهای واضح و قابلدسترسی به کارکنان این اطمینان را میدهد که میتوانند پتانسیل هوش مصنوعی را کشف کنند، در حالی که در چارچوبهای سازمانی، قانونی و اخلاقی باقی میمانند. چنین سیاستهایی همچنین نگرانیهای امنیتی را کاهش میدهد که معمولاً مانع پذیرش هوش مصنوعی میشود.
زمانی که این استراتژیها با هم ترکیب شوند، به کارکنان کمک میکنند ارزش هوش مصنوعی را در نقش خود ببینند و اعتماد لازم برای استفاده منظم از آن را به دست بیاورند. همچنین مدیران را توانمند میکنند تا راهنمایی و تشویق پیوستهای ارائه دهند که «دسترسی به هوش مصنوعی» را به «استفاده مستمر از هوش مصنوعی» تبدیل میکند.
مدیران مسیر استفاده از هوش مصنوعی را هدایت میکنند
به دلیل ارتباط روزانه با کارکنان، مدیران بهترین جایگاه را دارند تا با الگوسازی در استفاده از هوش مصنوعی، پاسخ به پرسشها و نشان دادن کاربرد آن در کار روزمره کارکنان، پیشبرنده اصلی پذیرش هوش مصنوعی باشند.
دادههای گالوپ نشان میدهد که حمایت مدیر بیشترین ارتباط را با تفاوتهای قابل اندازهگیری در نحوه استفاده و ارزشگذاری کارکنان نسبت به هوش مصنوعی دارد.
در سازمانهایی که در فناوری هوش مصنوعی سرمایهگذاری کردهاند، کارکنانی که قویاً موافقاند مدیرشان فعالانه از استفاده تیم از هوش مصنوعی حمایت میکند:
-
۲.۱ برابر بیشتر احتمال دارد چند بار در هفته یا بیشتر از هوش مصنوعی استفاده کنند.
-
۶.۵ برابر بیشتر احتمال دارد قویاً موافق باشند که ابزارهای هوش مصنوعی ارائهشده توسط سازمان برای کارشان مفید است.
-
۸.۸ برابر بیشتر احتمال دارد قویاً موافق باشند که هوش مصنوعی فرصتهای بیشتری ایجاد میکند تا هر روز «کاری را انجام دهند که در آن بهترین هستند.»
با وجود این مزایای روشن، بسیاری از کارکنان گزارش میدهند که حمایت فعال از سوی مدیرانشان دریافت نمیکنند. تنها ۲۸٪ از کارکنان در سازمانهایی که هوش مصنوعی را پیادهسازی کردهاند، قویاً موافقاند که مدیرشان از استفاده تیمشان از این فناوری حمایت میکند، و این فاصله، همچنان سد بزرگی در مسیر افزایش نرخ استفاده از هوش مصنوعی است.
تبدیل «دسترسی به هوش مصنوعی » به «نتیجه»
پتانسیل هوش مصنوعی در محیط کار برای بسیاری از سازمانها همچنان وجود دارد، اما ارزش آن فراتر از صرفاً در دسترس بودن است. پذیرش و کسب نتیجه زمانی محتملتر است که کارکنان بهروشنی درک کنند چگونه میتوانند هوش مصنوعی را در کار خود بهکار بگیرند و ارتباط آن را با کاری که انجام میدهند ببینند.
مدیران نقش محوری در نشان دادن همین ارتباط دارند؛ آنها با هدایت تیمها در استفاده مؤثر از هوش مصنوعی، این فناوری را به عاملی واقعی و معنادار در بهبود عملکرد تبدیل میکنند.
منبع: gallup 2025