چگونه همکاری با سیمرغ، بهرهوری، انگیزه و شفافیت را در بزرگترین تولیدکننده کمباین کشور نهادینه کرداین داستان موفقیت، از زبان مدیران ارشد کمباینسازی ایران روایت میشود:
جناب آقای علیاصغر حمیدیفرد (مدیرعامل)، جناب آقای محسن محمدی (مدیر منابع انسانی)، جناب آقای علیرضا محمودی (مدیر برنامهریزی)، جناب آقای احمدی (رئیس واحد برنامهریزی)، جناب آقای علی نادریمنش (مدیر واحد ساخت) و جناب آقای سعید غفاری (رئیس برنامهریزی استراتژیک).
شرکت کمباینسازی ایران، بهعنوان تنها تولیدکننده کمباین در کشور، فلسفه وجودی خود را «حفظ و ارتقای امنیت غذایی» تعریف کرده است. اما مدیران این مجموعه میدانستند که ارزشمندترین سرمایهشان نه دستگاهها و تجهیزات، بلکه نیروی انسانی است؛ سرمایهای که نیاز به پرورش، حمایت و ارزیابی دقیق دارد.
سالها، چالشهای بزرگی در مسیر ارزیابی عملکرد وجود داشت. خطای تاخر باعث میشد عملکرد چند هفته پایانی یک دوره بیشترین وزن را پیدا کند، شاخصهای عملکرد بهطور مستمر ثبت نمیشدند، و کارکنان فرآیند ارزیابی را ابزاری برای کنترل یا تنبیه میدیدند، نه توسعه.
این شرایط هم بهرهوری را کاهش میداد و هم انگیزه نیروهای کلیدی را فرسوده میکرد.
در سال ۱۳۹۸، نقطه عطفی رقم خورد: آغاز همکاری با سیمرغ برای طراحی و پیادهسازی یک سیستم جامع مدیریت عملکرد. هدف، ایجاد مدلی بود که هم شفافیت و عدالت را تضمین کند و هم فرهنگ بازخورد و توسعه را در سازمان نهادینه سازد.
از همان ابتدا، پروژه با سه محور اصلی پیش رفت:
شفافسازی انتظارات با موافقتنامه عملکردی — هر مدیر و کارمند، در آغاز دوره اهداف، شاخصها و منابع موردنیاز خود را در سامانه مدیریت عملکرد فردی سیمرغ ثبت کرد. این کار باعث شد همه بدانند دقیقاً چه وظایفی بر عهده دارند و پیشرفتشان چگونه سنجیده میشود.
ثبت لحظهای وقایع و داشبوردهای مدیریتی — نرمافزار سیمرغ امکان ثبت و مشاهده رویدادهای مثبت و منفی در طول دوره را فراهم کرد. خطای تاخر حذف شد و مدیران میتوانستند بهجای قضاوتهای مقطعی، تصویری واقعی و کامل از عملکرد افراد داشته باشند.
تغییر فرهنگ ارزیابی از «کنترل» به «توسعه» — با برگزاری کارگاههای آموزشی و استفاده از ماژول بازخورد هوشمند سیمرغ، مدیران یاد گرفتند بازخوردهای سازنده بدهند و کارکنان نیز از ارزیابی بهعنوان فرصتی برای رشد استقبال کردند.
اجرای این تغییرات آسان نبود. مقاومتهای اولیه، چه از سوی کارکنان و چه مدیران، بهمرور با دیدن نتایج مثبت جای خود را به همکاری داد. امروز، واحدهای سازمان نهتنها شاخصهای عملکرد خود را دقیق و شفاف دارند، بلکه ارتباط بین واحدی نیز تقویت شده و بسیاری از موازیکاریها و ضایعات سازمانی حذف شده است.
نتایج این تحول چشمگیر بود:
در یکی از واحدها، میانگین نمره عملکرد از ۴۷ به ۵۹ رسید؛ معادل رشد ۲۵ درصدی.
فرآیندها بهینه شد، ضایعات کاهش یافت و تقسیم منابع منطقیتر شد.
کارکنان در هدفگذاری سالانه مشارکت فعال دارند و میدانند سازمان در افقهای راهبردی مانند ۱۴۰۸ به کجا میخواهد برسد.
امروز، مدیریت عملکرد در کمباینسازی ایران نه یک فعالیت اداری سالانه، بلکه «قلب تپنده منابع انسانی و سازمان» است. سیستمی که باعث شده هر فرد، نقش خود در موفقیت سازمان را ببیند، انگیزه بیشتری پیدا کند و در مسیر رشد حرفهای گام بردارد.
این تجربه نشان داد که با ابزارهای درست، خدمات تخصصی متناسب و تعهد مدیران، حتی پروژهای که در ابتدا «غول نشدنی» به نظر میرسید، میتواند به یکی از بزرگترین عوامل موفقیت سازمان تبدیل شود.