انگیزه پیشرفت شغلی در زنان همچنان بالاست، اما فشار مداوم میتواند توان آنها را کاهش دهد.
زنان شاغل تماموقت در ایالات متحده، در مقایسه با مردان، تعلق خاطر بیشتری به کار دارند و انگیزه آنها برای پیشرفت شغلی نیز بالاتر است. بااینحال، زنان بیش از مردان اعلام میکنند که در محیط کار دچار فرسودگی شغلی میشوند.
بر اساس دادههای گالوپ در سهماهه چهارم سال ۲۰۲۵:
- میزان تعلق خاطر زنان به محیط کار، شش درصد بیشتر از مردان است؛ ۳۴ درصد در برابر ۲۸ درصد.
- زنان همچنین بیش از مردان اعلام میکنند که انگیزه بسیار زیادی برای بررسی فرصتهای رشد شغلی دارند؛ ۲۰ درصد از زنان چنین نظری دارند، درحالیکه این رقم در میان مردان ۱۶ درصد است.
- نزدیک به یکسوم زنان، معادل ۳۱ درصد، میگویند «بسیار زیاد» یا «همیشه» در محیط کار احساس فرسودگی میکنند؛ این رقم در میان مردان کمتر از یکچهارم، یعنی ۲۳ درصد است.
در حال حاضر، تعلق خاطر بالاتر زنان و فرسودگی شغلی بیشتر آنها بهطور همزمان وجود دارد. این وضعیت پرسشهای مهمی را مطرح میکند: چگونه میتوان از تلاش مستمر زنان حمایت کرد و آیا بیتوجهی به فرسودگی شغلی میتواند در نهایت مسیر بلندمدت پیشرفت آنها به سمت موقعیتهای مدیریتی را محدود کند؟
زنان در آمریکا همچنان از نظر تعلق خاطر شغلی از مردان پیشی میگیرند
اگرچه میزان تعلق خاطر شغلی زنان در چهار سال گذشته نوسان داشته است، اما در تمام این مدت همواره بالاتر از مردان باقی مانده است. فاصله شش واحد درصدی فعلی، کمی بیشتر از میانگین فاصله میان زنان و مردان در چهار سال گذشته است.
میزان تعلق خاطر شغلی زنان و مردان در مقاطعی از سالهای ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳ اندکی بیشتر از سطح کنونی بود. در سهماهه نخست سال ۲۰۲۴، میزان تعلق خاطر زنان به ۳۱ درصد کاهش یافت، اما در سهماهه دوم به ۳۵ درصد رسید و از آن زمان تاکنون در محدودهای نزدیک به همین سطح باقی مانده است. تعلق خاطر مردان نیز در همان دوره کاهش پیدا کرد، اما برخلاف زنان، از پایینترین سطح ثبتشده در اوایل سال ۲۰۲۴ بهبود نیافته است.
توسعه، شفافیت نقش و هدفمندی؛ عوامل اصلی تعلق خاطر زنان
زنان در بسیاری از ابعاد مرتبط با تعلق خاطر شغلی، بیش از مردان تجربههای مثبتی را در محیط کار گزارش میکنند. نتایج هشت مورد از ۱۲ مؤلفه تعلق خاطر کارکنان که با پرسشنامه Q12 گالوپ سنجیده میشود، نشان میدهد زنان با اختلاف معناداری از مردان پیش هستند.
زنان هفت واحد درصد بیشتر از مردان کاملاً موافقاند که فردی در محیط کار، آنها را به رشد و پیشرفت تشویق میکند (۳۳ درصد در برابر ۲۶ درصد).
همچنین زنان شش درصد بیشتر از مردان کاملاً موافقاند که بهطور دقیق میدانند در محیط کار چه انتظاری از آنها وجود دارد (۵۱ درصد در برابر ۴۵ درصد).
زنان در سه موضوع دیگر نیز پنج درصد بیشتر از مردان اعلام کردهاند که کاملاً موافقاند:
- هر روز فرصت دارند کاری را انجام دهند که در آن بهترین عملکرد را دارند.
- مأموریت یا هدف سازمان باعث میشود احساس کنند شغلشان اهمیت دارد.
- در محیط کار یک دوست بسیار نزدیک دارند.
فرسودگی شغلی در میان مادران و زنان مدیر به اوج میرسد
بررسی همزمان میزان تعلق خاطر و فرسودگی شغلی زنان، تصویر پیچیدهتر و دقیقتری را نشان میدهد.
در میان کارکنان تماموقت دارای فرزند، ۳۳ درصد از زنان میگویند «همیشه» یا «بسیار زیاد» فرسودگی شغلی را تجربه میکنند؛ این رقم در میان مردان دارای فرزند ۲۵ درصد است. بنابراین، میان این دو گروه هشت درصد فاصله وجود دارد. در میان کارکنان بدون فرزند نیز همین فاصله هشت درصدی مشاهده میشود؛ میزان فرسودگی شغلی در زنان بدون فرزند ۳۱ درصد و در مردان بدون فرزند ۲۳ درصد است.
فاصله فرسودگی شغلی میان زنان و مردان به حوزه کاری خاصی محدود نمیشود. اگرچه این فاصله در بخشهای آموزش و سلامت بیشتر است، زنان در چندین صنعت و حوزه کسبوکار مختلف نیز فرسودگی شغلی بیشتری نسبت به مردان گزارش میکنند.
بیشترین فاصله جنسیتی در فرسودگی شغلی، در سطوح بالای سازمان مشاهده میشود. در فاصله سالهای ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۵، بهطور میانگین ۲۹ درصد از زنان شاغل در نقشهای مدیریتی فرسودگی شغلی را تجربه کردهاند؛ درحالیکه این رقم در میان مردان دارای نقشهای مشابه ۱۹ درصد بوده است. در میان مدیران نیز میانگین میزان فرسودگی شغلی زنان حدود هفت درصد بیشتر از مردان است؛ ۳۴ درصد در برابر ۲۷ درصد. این تفاوتها در طول دوره چهارساله مورد بررسی، نسبتاً ثابت باقی ماندهاند.
فرسودگی شغلی همیشه به شکل کاهش تعلق خاطر نمایان نمیشود، اما درصورتیکه پایش و مدیریت مناسبی صورت نگیرد، میتواند در بلندمدت بر عملکرد و ماندگاری کارکنان تأثیر بگذارد. مدیرانی که با بهبود طراحی کار، شفافسازی اولویتها و تقویت حمایتهای توسعهای به این نشانههای هشداردهنده پاسخ میدهند، احتمال بیشتری دارد که هم عملکرد فعلی کارکنان و هم ظرفیت مشارکت بلندمدت آنها را حفظ کنند.
باانگیزهترین کارکنان، سنگینترین بار را به دوش میکشند
با وجود آنکه زنان سطح بیشتری از فرسودگی شغلی را گزارش میکنند، بیش از مردان میگویند برای دنبالکردن فرصتهای رشد شغلی، انگیزه بسیار زیادی دارند؛ ۲۰ درصد از زنان در برابر ۱۶ درصد از مردان.
بیشترین میزان انگیزه در میان زنان دارای فرزند مشاهده میشود. ۲۵ درصد از این زنان میگویند انگیزه بسیار زیادی برای دنبالکردن فرصتهای رشد شغلی دارند.
این رقم از تمام گروههای دیگر نیروی کار بیشتر است:
- ۱۹ درصد از مردان دارای فرزند
- ۱۷ درصد از زنان بدون فرزند
- ۱۵ درصد از مردان بدون فرزند
این یافتهها نشان میدهد بخشی از نیروی کار که درحالحاضر تعلق خاطر بیشتری نسبت به سایر کارکنان دارد، نگاه قویتری نیز به آینده و پیشرفت شغلی دارد. انگیزه رشد شغلی میتواند نشانهای از قدرت مدیریتی آینده سازمان باشد. کارکنانی که برای رشد انگیزه بسیار زیادی دارند، بیشتر به دنبال ارتقای شغلی میروند، مسئولیتهای جدید میپذیرند و برای ایفای نقشهای گستردهتر آماده میشوند.
حفظ عملکرد، به طراحی هدفمند کار نیاز دارد
دادهها نشان میدهد زنان، حتی در شرایطی که فرسودگی شغلی آنها همچنان بالاست، تعلق خاطر خود را حفظ کردهاند و انگیزه زیادی برای رشد و پیشرفت دارند. تفاوت در حمایت از توسعه کارکنان، شفافیت نقشها و همراستایی با هدف سازمان، با تعلق خاطر بیشتر زنان ارتباط دارد. در مقابل، فرسودگی شغلی بالاتر نشان میدهد که این سطح از تلاش و عملکرد، تحت فشار مداوم حفظ شده است. پایش همزمان تعلق خاطر کارکنان، فرسودگی شغلی و انگیزه رشد حرفهای میتواند اطلاعات دقیقتری درباره پایداری بلندمدت نیروی انسانی در اختیار مدیران قرار دهد؛ بهویژه درباره زنانی که در موقعیتهای مدیریتی قرار دارند یا در آستانه ورود به این موقعیتها هستند.
حفظ عملکرد در چنین شرایطی، به طراحی هدفمند محیط و شیوه انجام کار نیاز دارد. گفتوگوهای منظم و معنادار با کارکنان، توجه به نشانههای فرسودگی شغلی و هماهنگکردن حجم کار با اولویتها، از جمله اقدامات عملی مدیران است. سازمانهایی که در این حوزهها سرمایهگذاری میکنند، آمادگی بیشتری برای حمایت از کارکنان توانمند و دارای عملکرد بالا خواهند داشت و درعینحال، مسیر پرورش مدیران آینده خود را نیز تقویت خواهند کرد.
منبع: Gallup 2026